نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

از خورفکان تا گوادر؛ مسیرهای جدید برای عبور از ریسک هرمز در تجارت قیر

به گزارش دنیای نفت و قیر، تحولات امنیتی اخیر در خلیج فارس در ابتدای سال ۲۰۲۶ باعث شده ساختارهای جدیدی در حمل‌ونقل انرژی در خاورمیانه به‌صورت عملی مورد استفاده قرار گیرد و این روند به‌طور مستقیم بر جریان صادرات فرآورده‌های نفتی از جمله قیر اثر گذاشته است. افزایش ریسک در تنگه هرمز، که یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای دریایی جهان محسوب می‌شود، شرکت‌های حمل‌ونقل، صادرکنندگان و خریداران را به سمت استفاده از مسیرهای جایگزین سوق داده است. در این میان، سه گزینه مشخص بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند: مسیر مبتنی بر خورفکان در دریای عمان، شبکه‌های حمل ترکیبی که توسط شرکت‌های بزرگ کشتیرانی توسعه یافته‌اند، و مسیرهای زمینی از طریق پاکستان. این گزینه‌ها نه در حد پیشنهاد بلکه در مرحله اجرا و آزمایش عملی قرار دارند و هر یک دارای مزایا و محدودیت‌های خاص خود هستند که به‌طور مستقیم بر قابلیت اطمینان، هزینه و رقابت‌پذیری در بازار قیر اثر می‌گذارند.

مسیر مبتنی بر خورفکان (Khorfakkan) که در سواحل شرقی امارات و خارج از محدوده تنگه هرمز قرار دارد، یکی از مهم‌ترین گزینه‌های جدید محسوب می‌شود. در این مدل، محموله‌ها پس از انتقال به این بندر، از طریق مسیرهای زمینی به داخل عربستان سعودی، به‌ویژه مناطق صنعتی مانند دمام، منتقل می‌شوند و سپس یا به بازارهای منطقه‌ای توزیع می‌گردند یا مجدداً وارد شبکه حمل دریایی می‌شوند. این ساختار به صادرکنندگان اجازه می‌دهد بخشی از مسیر پرریسک هرمز را حذف کنند و در شرایط ناامن، جریان صادرات را تا حدی حفظ نمایند.

مزیت اصلی این مسیر کاهش وابستگی به نقطه‌ای است که بیشترین ریسک امنیتی را دارد. همچنین اتصال به زیرساخت‌های حمل‌ونقل عربستان که از نظر امنیت و مدیریت نسبتاً پایدار هستند، امکان برنامه‌ریزی بهتر را فراهم می‌کند. این مسیر برای انواع مختلف محموله‌ها از جمله محموله‌های فله‌ای و بسته‌بندی‌شده مناسب است و انعطاف‌پذیری نسبی ایجاد می‌کند. در نتیجه، برای صادرکنندگانی که به‌دنبال حفظ جریان مستمر ارسال هستند، گزینه قابل توجهی به شمار می‌رود.

در مقابل، این مسیر بدون چالش نیست. افزایش تعداد مراحل جابه‌جایی، احتمال بروز خطا، تأخیر و حتی آسیب به محموله را بالا می‌برد. عبور زمینی از خاک عربستان مستلزم دریافت مجوزها و هماهنگی‌های اداری است که در صورت نبود برنامه‌ریزی دقیق، می‌تواند باعث توقف یا کندی عملیات شود. علاوه بر این، ترکیب حمل دریایی و زمینی باعث افزایش هزینه کلی می‌شود و در برخی موارد ممکن است حاشیه سود را کاهش دهد. همچنین در صورت افزایش حجم استفاده از این مسیر، ظرفیت بنادر و جاده‌های مرتبط ممکن است به محدودیت برسد.

نکته مهم دیگر وابستگی این مسیر به ثبات روابط میان کشورها و شرایط اداری است. هرگونه تغییر در مقررات عبور یا محدودیت‌های سیاسی می‌تواند عملکرد این مسیر را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، این گزینه بیشتر به‌عنوان مکمل در کنار مسیرهای دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد و نه جایگزین کامل.

گزینه دوم، استفاده از سیستم‌های حمل ترکیبی است که توسط شرکت‌های بزرگ کشتیرانی توسعه یافته است. در این روش، حمل‌ونقل به چند بخش تقسیم می‌شود و از ترکیب دریا، جاده و در برخی موارد ریل استفاده می‌شود. محموله ممکن است از بنادری مانند فجیره، صحار یا جده عبور کند و سپس از طریق مسیرهای داخلی به مقصد یا به بندر دیگری منتقل شود.

مزیت اصلی این روش انعطاف‌پذیری است. تقسیم مسیر به بخش‌های مختلف این امکان را می‌دهد که در صورت بروز مشکل در یک بخش، کل عملیات متوقف نشود و مسیر جایگزین برای همان بخش انتخاب گردد. این ویژگی به‌ویژه برای محموله‌هایی که به زمان تحویل حساس هستند اهمیت دارد. همچنین این روش امکان استفاده گسترده‌تر از حمل کانتینری را فراهم کرده است، به‌ویژه برای قیر که اکنون در قالب مخازن قابل حمل نیز جابه‌جا می‌شود.

با این حال، پیچیدگی عملیاتی این روش قابل توجه است. هماهنگی میان بخش‌های مختلف حمل، نیازمند مدیریت دقیق و سیستم‌های کنترلی پیشرفته است. هر توقف یا تأخیر در یکی از مراحل می‌تواند کل زنجیره را تحت تأثیر قرار دهد. مسائل مربوط به اسناد، گمرک و پیگیری محموله نیز پیچیده‌تر می‌شود. علاوه بر این، هزینه‌های این نوع حمل معمولاً بالاتر از حمل مستقیم است و برای همه صادرکنندگان قابل استفاده نیست، به‌ویژه برای شرکت‌هایی که حجم صادرات پایین‌تری دارند.

گزینه سوم، مسیرهای زمینی از طریق پاکستان است که به‌تازگی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در این مدل، محموله‌ها از ایران به بنادری مانند گوادر یا کراچی منتقل شده و سپس از آنجا به بازارهای هدف ارسال می‌شوند. این مسیر به‌ویژه برای محموله‌های کوچک‌تر یا بسته‌بندی‌شده کاربرد دارد.

مزیت اصلی این مسیر کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی پرریسک است. همچنین امکان کنترل بیشتر بر روند حمل وجود دارد. برای برخی بازارها، این مسیر می‌تواند زمان تحویل قابل قبولی داشته باشد. با این حال، محدودیت‌های زیرساختی در پاکستان، از جمله کیفیت جاده‌ها و ظرفیت بنادر، از چالش‌های اصلی محسوب می‌شود. مسائل امنیتی در برخی مناطق نیز نیازمند توجه ویژه است. علاوه بر این، فرآیندهای گمرکی و مرزی ممکن است باعث ایجاد تأخیر شود.

برای قیر، این مسیر بیشتر برای محموله‌های بسته‌بندی‌شده مناسب است، زیرا حمل فله‌ای در مسافت‌های طولانی زمینی دشوار و پرهزینه است. شرایط نگهداری و دما نیز باید به‌دقت کنترل شود تا کیفیت محصول حفظ گردد.

در مجموع، این سه گزینه نشان‌دهنده یک تغییر عملی در نحوه مدیریت حمل‌ونقل هستند. صادرکنندگان به‌جای تکیه بر یک مسیر، به سمت استفاده از ترکیب چند مسیر حرکت کرده‌اند تا ریسک را کاهش دهند. در این شرایط، توانایی مدیریت لجستیک و دسترسی به گزینه‌های متنوع، به یکی از عوامل اصلی موفقیت تبدیل شده است.