به گزارش دنیای نفت و قیر، تنشهای جدید در خلیج فارس دیگر صرفاً یک مسئله نظامی یا امنیتی محدود به منطقه نیست و اکنون به یکی از عوامل اثرگذار بر بازار جهانی انرژی، امنیت مسیرهای حملونقل دریایی، اقتصاد پالایشگاهها و هزینه مواد مورد استفاده در پروژههای عمرانی و راهسازی تبدیل شده است. خاورمیانه همچنان یکی از مهمترین کانونهای انتقال نفت خام، گاز طبیعی مایع و فرآوردههای نفتی در جهان به شمار میرود و هرگونه اختلال در اطراف تنگه هرمز میتواند به سرعت هزینه حملونقل، نرخ بیمه، زمان تحویل محمولهها و اطمینان از تأمین خوراک پالایشگاهی را تحت تأثیر قرار دهد. اهمیت این وضعیت برای صنعت قیر کاملاً مستقیم است، زیرا قیر محصولی پالایشگاهی است و قیمت و دسترسی آن به مجموعهای از عوامل وابسته است؛ از قیمت نفت خام و فعالیت پایدار پالایشگاهها گرفته تا امکان عبور ایمن نفتکشها، ظرفیت ذخیرهسازی، نرخ حمل دریایی و ریسکهای بیمهای. در چنین شرایطی، هر زمان قیمت نفت افزایش پیدا کند، عبور کشتیها محدود شود یا فعالیت پایانههای صادراتی و پالایشگاهها با عدم قطعیت روبهرو شود، بازارهای وابسته به قیر، بهویژه پروژههای راهسازی، با افزایش هزینه تأمین، تأخیر در تحویل و دشواری در برنامهریزی خرید مواجه میشوند.
همزمان با ادامه درگیریها و کاهش امیدها به دستیابی سریع به توافق، قیمت نفت با رشد قابل توجهی همراه شد و نفت برنت در سوم ژوئن به ۹۷٫۸۱ دلار در هر بشکه رسید. با این حال، در پنجم ژوئن و پس از اطمینانبخشی درباره عادی بودن فعالیتهای بندر میناء الفحل در عمان، بخشی از نگرانی بازار کاهش یافت و قیمت برنت به ۹۴٫۱۹ دلار در هر بشکه عقبنشینی کرد.
در فضای پرتنش اخیر، بازار انرژی بیش از هر چیز نسبت به امنیت زیرساختهای حیاتی، مسیرهای صادراتی و نقاط گلوگاهی واکنش نشان داده است. مجموعهای از رخدادهای امنیتی در حاشیه خلیج فارس، از جمله فعالیتهای موشکی و پهپادی، فعال شدن سامانههای پدافندی، هشدارهای عمومی در برخی کشورها و هدف قرار گرفتن نقاط حساس انرژی، باعث شد نگرانی درباره پایداری عرضه نفت و فرآوردههای نفتی افزایش یابد. در این میان، آسیبدیدن برخی زیرساختهای غیرنظامی و افزایش هشدارهای امنیتی، ریسک عملیاتی منطقه را بیشتر کرد و توجه معاملهگران را به این پرسش معطوف ساخت که آیا این تنشها میتواند بر عبور محمولههای نفتی و فرآوردههای پالایشی از خلیج فارس و تنگه هرمز اثر بگذارد یا خیر. برای بازار قیر، همین سطح از عدم قطعیت کافی است تا خریداران، پیمانکاران و واردکنندگان نسبت به قیمتهای آینده و زمان تحویل محمولهها محتاطتر شوند.
در چنین فضایی، کویت، بحرین، قطر، عمان و ایران هر یک به شکلی در فضای امنیتی و انرژی منطقه مطرح شدهاند، اما اهمیت اصلی برای بازار نه صرفاً نام کشورها، بلکه اثر زنجیرهای این رخدادها بر مسیرهای صادراتی، پایانههای نفتی، بنادر، بیمه دریایی و تجارت فرآوردههای پالایشگاهی است. سامانههای پدافندی کویت درگیر رهگیری موشکها و پهپادهای مهاجم شدند و در ادامه، حملاتی که به ایران نسبت داده شد، موجب خسارت به فرودگاه کویت و زخمی شدن دهها نفر شد. این رخدادها از منظر بازار انرژی، فراتر از یک حادثه امنیتی تلقی شدند، زیرا کویت در نزدیکی یکی از حساسترین پهنههای دریایی جهان قرار دارد و هرگونه افزایش ریسک در این محدوده میتواند هزینه جابهجایی نفت، فرآوردههای نفتی و مواد پالایشگاهی را بالا ببرد. برای واردکنندگان قیر، چنین رخدادهایی معمولاً به معنای سختتر شدن مذاکرات حمل، افزایش احتمالی نرخ بیمه و شکلگیری احتیاط بیشتر در قراردادهای کوتاهمدت است.
بحرین نیز در همین فضای امنیتی تحت هشدار قرار گرفت و آژیرهای عمومی فعال شدند. هرچند در اطلاعات موجود، خسارت مشخص و تأییدشدهای مشابه آسیب واردشده به یک زیرساخت معین در کویت درباره بحرین مطرح نشده است، اما همین وضعیت هشدار برای بازار کافی بود تا تصور افزایش ریسک در پیرامون خلیج فارس تقویت شود. اهمیت این موضوع از آن جهت است که بازار انرژی معمولاً تنها به خسارت فیزیکی واکنش نشان نمیدهد، بلکه افزایش احتمال اختلال نیز میتواند بر تصمیمهای معاملاتی، مسیرهای کشتیرانی، نرخ بیمه و برنامهریزی لجستیکی اثر بگذارد. در مورد قطر نیز اطلاعات بررسیشده از تأیید یک حمله مستقیم اخیر پشتیبانی نمیکند و نقش این کشور بیشتر در قالب واکنشهای دیپلماتیک و فضای امنیتی پیرامون خلیج فارس قابل ارزیابی است. بنابراین در تحلیل اثرات منطقهای بر انرژی و قیر، لازم است میان هشدار امنیتی، فضای ریسک و حمله مستقیم تفاوت گذاشته شود؛ زیرا بازارها به هر سه واکنش نشان میدهند، اما شدت و پیامد اقتصادی آنها یکسان نیست.
در سوی دیگر این بحران، ایران نیز به دلیل جایگاه خود در صادرات انرژی و موقعیت جغرافیایی حساس، در مرکز توجه بازار قرار گرفته است. حملات مرتبط با آمریکا و اسرائیل به ایران و بهویژه هدف قرار گرفتن نقاطی در نزدیکی مسیرهای حساس انرژی، نگرانیها درباره امنیت زیرساختهای صادراتی را افزایش داد. در این میان، جزیره خارگ جایگاهی ویژه دارد، زیرا یکی از مهمترین مراکز صادرات نفت ایران محسوب میشود و بخش عمده صادرات نفت کشور از این مسیر انجام میگیرد. هرگونه تهدید علیه چنین نقطهای، حتی اگر به توقف کامل صادرات منجر نشود، میتواند انتظارات بازار را تغییر دهد و باعث افزایش ریسک قیمتی شود. معاملهگران جهانی معمولاً اخبار مربوط به خطوط لوله، مخازن ذخیره، اسکلههای صادراتی و پایانههای بارگیری را با حساسیت بالایی دنبال میکنند، زیرا اختلال در هر یک از این اجزا میتواند بر عرضه نفت خام، خوراک پالایشگاهها و در نهایت تولید فرآوردههایی مانند قیر اثر بگذارد.
اهمیت جزیره خارگ برای بازار قیر از مسیر مستقیم تولید قیر نیست، بلکه از مسیر اثرگذاری بر قیمت نفت، دسترسی به خوراک پالایشی و ثبات صادرات انرژی قابل درک است. وقتی یک نقطه کلیدی صادرات نفت در معرض حمله یا تهدید قرار میگیرد، بازار جهانی بلافاصله احتمال کاهش عرضه، افزایش هزینه حمل، بالا رفتن نرخ بیمه و تغییر مسیر محمولهها را در قیمتها لحاظ میکند. این اثر در بازار قیر با کمی تأخیر اما با شدت قابل توجه ظاهر میشود، زیرا قیر برخلاف نفت خام، بازاری کمتر شفاف و بیشتر وابسته به شرایط منطقهای، فصلی و لجستیکی دارد. بنابراین ممکن است در همان روز نخست، قیمت رسمی قیر تغییر بزرگی نشان ندهد، اما هزینه نهایی خرید برای واردکننده، شامل قیمت پایه، حمل، بیمه، هزینه بندری و زمان انتظار، افزایش پیدا کند.
پیامدهای این تحولات برای بازار انرژی بسیار سریع و قابل مشاهده بود. در دوم ژوئن، قیمت نفت برنت با ۱٫۰۲ دلار افزایش به ۹۶ دلار در هر بشکه رسید و نفت وستتگزاس اینترمدیت نیز با ۱٫۶۰ دلار رشد در سطح ۹۳٫۷۶ دلار بسته شد. این سطوح از بالاترین قیمتهای ثبتشده برای هر دو شاخص از ۲۶ مه به بعد به شمار میرفت. همزمان، محدود شدن تردد دریایی در تنگه هرمز و کاهش رفتوآمد بخشی از کشتیهای غیرایرانی در خلیج فارس، نگرانیها را درباره جریان جهانی نفت و گاز طبیعی مایع افزایش داد. اهمیت تنگه هرمز در این است که حدود یکپنجم جریان جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال یا حتی تصور اختلال در آن، میتواند قیمتهای جهانی را تحت فشار قرار دهد. این فشار تنها به نفت خام محدود نمیماند و به سرعت به فرآوردههای پالایشگاهی، از جمله قیر، سرایت میکند.
در سوم ژوئن نیز فضای بازار همچنان بیثبات باقی ماند. بازارهای سهام جهانی با فشار روبهرو شدند و قیمت نفت به روند صعودی خود ادامه داد. نفت برنت در پایان معاملات به ۹۷٫۸۱ دلار در هر بشکه رسید. این افزایش قیمت تحت تأثیر ترکیبی از عوامل شکل گرفت؛ از ادامه درگیریها و خسارت واردشده به برخی زیرساختهای منطقهای گرفته تا نگرانی درباره حملات نزدیک به مسیرهای حساس دریایی و احتمال اختلال در صادرات انرژی. برای فعالان صنعت قیر، چنین افزایشهایی فقط یک عدد در بازار نفت نیست، بلکه نشانهای از گرانتر شدن کل زنجیره تأمین است. پیمانکاران راهسازی، واردکنندگان قیر و شرکتهای بازرگانی در چنین شرایطی معمولاً با پیشنهادهای فروش محتاطانهتر، اعتبار زمانی کوتاهتر برای قیمتها و هزینههای حمل بالاتر روبهرو میشوند.
در پنجم ژوئن، بخشی از فشار بازار کاهش یافت و قیمت نفت تا حدی عقب نشست. پس از اعلام عادی بودن فعالیتهای بندر میناء الفحل در عمان، نگرانی درباره اختلال گسترده در صادرات منطقهای تا اندازهای فروکش کرد. عمان روزانه حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار بشکه نفت از این بندر صادر میکند و به همین دلیل وضعیت عملیاتی آن برای بازار جهانی اهمیت زیادی دارد. نفت برنت با کاهش ۸۴ سنتی به ۹۴٫۱۹ دلار رسید و نفت وستتگزاس اینترمدیت نیز با افت ۱٫۱۳ دلاری در سطح ۹۱٫۹۱ دلار قرار گرفت. با وجود این کاهش روزانه، هر دو شاخص همچنان در مقیاس هفتگی رشد قابل توجهی داشتند و این موضوع نشان میدهد که بازار هنوز ریسک منطقهای را از قیمتها خارج نکرده است. برای بازار قیر نیز چنین تعدیلی به معنای پایان نگرانی نیست، زیرا هزینههای بیمه، حملونقل و زمان تحویل معمولاً با تأخیر بیشتری نسبت به قیمت نفت تعدیل میشوند.
برای صنعت قیر، اثرات این تحولات غیرمستقیم اما بسیار مهم و عملیاتی است. قیر از جریانهای سنگین پالایشگاهی تولید میشود و ارزش آن به قیمت نفت خام، نوع خوراک پالایشگاه، ظرفیت تولید، تقاضای فصلی پروژههای عمرانی، هزینه حمل دریایی، دسترسی به مخازن ذخیرهسازی و شرایط صادرات وابسته است. هنگامی که قیمت نفت به محدوده ۹۰ دلار و بالاتر میرسد، عبور کشتیها از تنگه هرمز با محدودیت یا ریسک مواجه میشود و نگرانیهای امنیتی پیرامون پایانههای صادراتی افزایش مییابد، واردکنندگان قیر معمولاً با رشد هزینه نهایی خرید روبهرو میشوند. این افزایش فقط ناشی از بالا رفتن قیمت نفت نیست؛ بلکه مجموعهای از هزینههای جانبی، از جمله کرایه حمل، نرخ بیمه جنگ، هزینه تأخیر، هزینه انبارداری، هزینه تغییر مسیر کشتیها و ریسک عدم تحویل بهموقع نیز به قیمت تمامشده اضافه میشود.
کشورهای خاورمیانه، جنوب آسیا، شرق آفریقا و بخشهایی از جنوب شرق آسیا بیش از بسیاری از مناطق دیگر در معرض اثرات این وضعیت قرار دارند، زیرا بخش مهمی از نیاز قیر و فرآوردههای پالایشی آنها از مسیرهای وابسته به خلیج فارس تأمین میشود. حتی اگر خود قیر مستقیماً هدف هیچ حملهای قرار نگیرد، محدودیت در حملونقل دریایی، افزایش ریسک فعالیت بنادر، کاهش دسترسی به کشتیهای مناسب و بالا رفتن نرخ بیمه میتواند قیمت تحویلی آن را افزایش دهد. در چنین شرایطی، قراردادهای عمرانی و راهسازی که بر اساس قیمتهای قبلی بسته شدهاند، ممکن است با فشار مالی روبهرو شوند و پیمانکاران برای حفظ حاشیه سود یا ادامه پروژهها نیازمند تعدیل قیمت، بازنگری در زمانبندی یا تغییر در برنامه تأمین مصالح باشند.
از سوی دیگر، پالایشگاهها نیز در شرایط پرریسک ممکن است با تصمیمهای عملیاتی متفاوتی مواجه شوند. اگر قیمت نفت خام بالا بماند و حاشیه سود فرآوردههای سبکتر جذابتر شود، برخی پالایشگاهها ممکن است اولویت تولید خود را تغییر دهند و تمرکز بیشتری بر محصولاتی بگذارند که بازده اقتصادی بالاتری دارند. این موضوع میتواند بر عرضه قیر اثر بگذارد، بهویژه در دورههایی که تقاضای فصلی برای پروژههای راهسازی افزایش پیدا میکند. در چنین وضعیتی، بازار قیر ممکن است همزمان با دو فشار روبهرو شود: از یک سو افزایش هزینه تولید و حمل، و از سوی دیگر محدودیت عرضه یا تأخیر در تحویل. ترکیب این دو عامل میتواند قیمتهای منطقهای را ناپایدارتر کند و فاصله میان قیمت مبدأ و قیمت تحویلی در مقصد را افزایش دهد.
در سطح پروژههای عمرانی، این تحولات میتواند اثرات قابل توجهی بر بودجه، زمانبندی و مدیریت ریسک داشته باشد. قیر یکی از مواد کلیدی در ساخت و نگهداری راهها، بزرگراهها، باندهای فرودگاهی و زیرساختهای حملونقل است و هرگونه افزایش هزینه آن مستقیماً بر هزینه نهایی پروژه اثر میگذارد. اگر قیمت قیر افزایش یابد یا تحویل آن با تأخیر روبهرو شود، پروژههای راهسازی ممکن است با کندی اجرا، افزایش هزینه پیمان، نیاز به ذخیرهسازی بیشتر یا حتی تغییر در روشهای فنی مواجه شوند. برخی دولتها و پیمانکاران در چنین شرایطی ممکن است به استفاده بیشتر از فناوریهای جایگزین، بازیافت آسفالت، اصلاح ترکیب مصالح یا مدیریت دقیقتر موجودی قیر روی آورند تا وابستگی خود به خریدهای فوری و پرریسک را کاهش دهند.
در مجموع، رخدادهای اخیر خلیج فارس نشان میدهد که بازار قیر را نمیتوان جدا از تحولات نفت، امنیت دریایی و ثبات پالایشگاهها تحلیل کرد. فعالیتهای موشکی و پهپادی، هشدارهای امنیتی، هدف قرار گرفتن نقاط حساس انرژی و نوسانات سریع قیمت نفت، همگی بخشی از یک زنجیره بزرگتر هستند که در نهایت به هزینه تولید و تحویل قیر متصل میشود. قیمت نفت در چند روز از ۹۶ دلار به ۹۷٫۸۱ دلار رسید و سپس با کاهش نگرانی درباره فعالیت یکی از پایانههای مهم عمان به ۹۴٫۱۹ دلار عقب نشست، اما این نوسان کوتاهمدت تمام ماجرا نیست. مسئله اصلی برای بازار قیر، یک تغییر روزانه در قیمت خام نیست، بلکه فشار گستردهای است که از مسیر نفت خام، پالایشگاهها، حملونقل دریایی، بیمه، امنیت پایانههای صادراتی و قابلیت اطمینان عرضه به بازار منتقل میشود. به همین دلیل، فعالان این صنعت در هفتههای پیش رو بیش از آنکه فقط به قیمت لحظهای نفت نگاه کنند، وضعیت تنگه هرمز، عملکرد بنادر منطقه، نرخ بیمه، ظرفیت صادراتی پالایشگاهها و زمانبندی تحویل محمولهها را با دقت دنبال خواهند کرد.
