به گزارش دنیای نفت و قیر، انتشار نقشه راه بلندمدت کاهش انتشار گازهای گلخانهای توسط صنعت قیر اروپا را میتوان یکی از مهمترین تحولات سیاستگذاری مرتبط با این صنعت در سالهای اخیر دانست. اگرچه این سند در اروپا تدوین شده، اما پیامدهای آن محدود به مرزهای این قاره نخواهد بود. صادرکنندگان خاورمیانه، پالایشگاههای تأمینکننده بازارهای بینالمللی، پیمانکاران زیرساختی، سازمانهای مسئول راهسازی و شرکتهای فعال در حوزه فناوریهای آسفالتی همگی در سالهای آینده با نتایج این رویکرد مواجه خواهند شد. در شرایطی که دولتها به تدریج شاخصهای کربنی را وارد نظامهای مناقصه، خرید و توسعه زیرساخت میکنند، رقابتپذیری محصولات قیری دیگر تنها به کیفیت فنی و قیمت وابسته نخواهد بود و شاخصهای زیستمحیطی نیز نقش پررنگتری پیدا خواهند کرد. به همین دلیل این سند را نمیتوان صرفاً یک برنامه محیطزیستی تلقی کرد؛ بلکه باید آن را نشانهای از شکلگیری فضای جدیدی در سیاستگذاری زیرساختی دانست که میتواند نحوه تولید، تجارت، ارزیابی و مصرف قیر را در بسیاری از مناطق جهان تحت تأثیر قرار دهد.
این سند که توسط Eurobitume منتشر شده، راهبردی جامع برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای مرتبط با تولید و مصرف قیر ارائه میدهد. بر اساس این برنامه، صنعت قیر اروپا معتقد است میتواند تا سال ۲۰۵۰ به کاهش قابل توجه انتشار دست یابد و در عین حال جایگاه قیر را به عنوان یکی از مهمترین مصالح مورد استفاده در زیرساختهای حملونقل حفظ کند. انتشار این برنامه در زمانی صورت گرفته که نهادهای اروپایی روند تصویب مقررات اقلیمی در بخشهای مختلف صنعتی را سرعت بخشیدهاند. طی سالهای گذشته صنایع فولاد، سیمان، انرژی و مواد شیمیایی بیشترین توجه را دریافت کرده بودند، اما اکنون مصالح مورد استفاده در ساخت راهها نیز بیش از گذشته وارد مباحث مربوط به پایداری و انتشار کربن شدهاند.
یکی از مهمترین ویژگیهای این برنامه آن است که کاهش انتشار را وابسته به یک فناوری خاص نمیداند. در عوض، مجموعهای از اقدامات همزمان در پالایشگاهها، زنجیره تأمین، کارخانههای آسفالت، فناوریهای تولید و پروژههای راهسازی را مدنظر قرار میدهد. این رویکرد نشان میدهد که صنعت قیر اروپا کاهش انتشار را یک پروژه چندبخشی میبیند و معتقد است دستیابی به اهداف تعیینشده تنها از طریق مجموعهای از اقدامات هماهنگ امکانپذیر خواهد بود.
یکی از پایههای اصلی این برنامه کاهش انتشار ناشی از عملیات پالایشگاهی است. از آنجا که قیر یکی از محصولات حاصل از پالایش نفت خام محسوب میشود، میزان انرژی مصرفی در پالایشگاهها سهم مهمی در ردپای کربنی آن دارد. بر همین اساس، برنامه جدید بر افزایش بهرهوری انرژی، استفاده بیشتر از منابع انرژی کمکربن، گسترش برقرسانی به برخی فرآیندهای صنعتی و بهرهگیری گستردهتر از انرژیهای تجدیدپذیر تأکید دارد. اگرچه زمانبندی اجرای این اقدامات در پالایشگاههای مختلف متفاوت خواهد بود، اما جهتگیری کلی صنعت نشان میدهد که در آینده مدیریت انرژی و شدت انتشار به یکی از مهمترین شاخصهای عملکرد پالایشگاهها تبدیل خواهد شد.
بخش دیگری از این برنامه به استفاده گستردهتر از آسفالت بازیافتی اختصاص دارد. در سالهای اخیر استفاده از روسازیهای قدیمی بازیافتشده که با عنوان RAP شناخته میشوند، جایگاه مهمی در سیاستهای زیرساختی اروپا پیدا کرده است. استفاده مجدد از مصالح موجود باعث کاهش نیاز به استخراج مواد اولیه جدید میشود و همچنین میزان انرژی مصرفی و انتشار ناشی از تولید مصالح تازه را کاهش میدهد. در این سند، افزایش مصرف RAP به عنوان یکی از عملیترین و سریعترین ابزارهای کاهش انتشار معرفی شده است. اهمیت این موضوع در آن است که هم اهداف زیستمحیطی را دنبال میکند و هم میتواند صرفهجویی اقتصادی قابل توجهی برای پروژههای راهسازی به همراه داشته باشد.
یکی دیگر از محورهای کلیدی این برنامه، توسعه فناوریهای جدید تولید آسفالت است. در این زمینه توجه ویژهای به آسفالتهای گرممخلوط شده است؛ فناوریای که امکان تولید و اجرای آسفالت در دماهای پایینتر نسبت به روشهای سنتی را فراهم میکند. کاهش دمای تولید به معنای مصرف کمتر سوخت و در نتیجه کاهش انتشار گازهای گلخانهای است. علاوه بر آن، کاهش دما میتواند شرایط کاری مناسبتری برای نیروهای اجرایی فراهم کند و میزان مواجهه آنان با بخارات ناشی از تولید آسفالت را کاهش دهد. به همین دلیل انتظار میرود استفاده از این فناوری در سالهای آینده رشد بیشتری داشته باشد.
این برنامه همچنین به اهمیت روزافزون مواد اولیه تجدیدپذیر، بایندرهای جایگزین و فناوریهای نوین اشاره میکند. اگرچه قیر نفتی همچنان جایگاه اصلی خود را در صنعت راهسازی حفظ خواهد کرد، اما تحقیقات مربوط به مواد زیستی و افزودنیهای تجدیدپذیر با سرعت بیشتری در حال گسترش است. دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و شرکتهای اروپایی در حال بررسی موادی هستند که بتوانند بخشی از عملکرد فعلی را با انتشار کمتر و منابع پایدارتر ارائه کنند. بسیاری از این فناوریها هنوز در مراحل توسعه قرار دارند، اما حضور آنها در این برنامه نشان میدهد که صنعت اروپا نوآوری را یکی از ارکان اصلی برنامهریزی بلندمدت خود میداند.
با این حال، شاید مهمترین بخش این سند به خود فناوریها مربوط نباشد، بلکه به فضای سیاستگذاری پیرامون آنها مرتبط باشد. در اروپا معیارهای زیستمحیطی به تدریج وارد نظامهای خرید دولتی و مناقصات زیرساختی شدهاند. در گذشته قیمت، کیفیت فنی و زمان اجرا مهمترین عوامل تصمیمگیری بودند، اما اکنون گزارشهای کربنی، ارزیابی چرخه عمر و اطلاعات زیستمحیطی نیز جایگاه مهمی پیدا کردهاند. این روند نشان میدهد که در آینده موفقیت تجاری بسیاری از محصولات صنعتی تا حد زیادی به توانایی ارائه مستندات زیستمحیطی وابسته خواهد بود.
برای صادرکنندگان خاورمیانه، این تحول اهمیت ویژهای دارد. بسیاری از کشورهای منطقه جایگاه مهمی در زنجیره جهانی تأمین قیر دارند و بخش قابل توجهی از صادرات آنها راهی بازارهای اروپایی میشود. اگر معیارهای زیستمحیطی نقش پررنگتری در تصمیمات خرید پیدا کنند، تولیدکنندگانی که قصد حضور در بازارهای ممتاز را دارند احتمالاً با الزامات جدیدی در حوزه گزارشدهی و ارائه دادههای انتشار روبهرو خواهند شد. اگرچه این سند به خودی خود تعهد قانونی ایجاد نمیکند، اما بخشی از روندی بزرگتر است که میتواند در آینده بر نحوه خرید و انتخاب مصالح در پروژههای زیرساختی اثر بگذارد.
پیامدهای این برنامه تنها به صادرات محدود نمیشود. بسیاری از کشورهای خاورمیانه در کنار توسعه گسترده زیرساختها، اهداف پایداری و کاهش انتشار را نیز دنبال میکنند. از این رو ممکن است برخی از روشهایی که اکنون در اروپا مورد توجه قرار گرفتهاند، در سالهای آینده در مقررات و اسناد فنی منطقه نیز دیده شوند. استفاده بیشتر از مصالح بازیافتی، فناوریهای کمانتشار و سامانههای گزارشدهی کربنی از جمله مواردی هستند که میتوانند به تدریج وارد پروژههای زیرساختی منطقه شوند.
کارشناسان معتقدند یکی از ویژگیهای مهم این برنامه، واقعگرایانه بودن آن است. این سند بر یک فناوری انقلابی یا یک راهکار واحد تکیه ندارد، بلکه مجموعهای از پیشرفتهای تدریجی را در بازه زمانی طولانی دنبال میکند. چنین رویکردی نشان میدهد که کاهش انتشار در صنایع سنگین معمولاً نتیجه دهها اقدام کوچک و متوسط در بخشهای مختلف است و نه محصول یک فناوری واحد.
البته همچنان ابهامات متعددی وجود دارد. دسترسی به برق تجدیدپذیر، سیاستهای آینده قیمتگذاری کربن، سرعت توسعه فناوریها، میزان سرمایهگذاری در زیرساخت و شرایط اقتصادی همگی میتوانند بر روند اجرای این برنامه اثرگذار باشند. به همین دلیل هرچند این سند جهتگیری کلی صنعت را مشخص میکند، اما نتایج نهایی آن به تصمیمات دولتها، پالایشگاهها، پیمانکاران و نهادهای مسئول راهسازی در دهههای آینده وابسته خواهد بود.
با وجود این ابهامات، انتشار این برنامه را میتوان نقطه مهمی در تاریخ صنعت قیر اروپا دانست. این سند نشان میدهد که موضوع انتشار کربن دیگر یک بحث جانبی در پروژههای راهسازی نیست و به تدریج در کنار معیارهای فنی و اقتصادی قرار گرفته است. همچنین نشان میدهد که هزینههای زیرساختی در آینده بیش از گذشته با اهداف زیستمحیطی گره خواهند خورد و ارزیابی مصالح ساختمانی تنها بر اساس عملکرد مهندسی انجام نخواهد شد.
