نشریه تخصصی صنعت قیر و عوامل وابسته

مجله WPB شماره ژانویه

شماره ژانویه مجله دنیای نفت و قیر

همکاران

اختلال در یک‌دهم ظرفیت پالایش جهان؛ فشار بر فرآورده‌های سنگین عمیق‌تر می‌شود

به گزارش نشریه دنیای نفت و قیر، بازار جهانی نفت وارد مرحله خطرناک‌تری شده است که در آن اختلال دیگر فقط به یک تولیدکننده، یک مجموعه پالایشی یا یک مسیر کشتیرانی محدود نمی‌شود. کشورهایی که در سال ۲۰۲۶ تحت تأثیر جنگ، تحریم یا اختلال عمده عرضه قرار گرفته‌اند، بر اساس میزان تولید سال ۲۰۲۵ بیش از ۴۳ درصد نفت جهان را تولید می‌کردند و جنگ‌های خلیج فارس و اوکراین نیز حدود یک‌دهم ظرفیت پالایش جهانی را مختل کرده‌اند. در نتیجه، صنعت پالایش با ظرفیت آزاد کمتر، موجودی پایین‌تر و رقابت شدیدتری برای نحوه استفاده از هر بشکه خوراک در دسترس روبه‌رو شده است.

رقم ۴۳ درصد به یک توضیح مهم نیاز دارد. این عدد به این معنا نیست که ۴۳ درصد تولید نفت جهان از بازار حذف شده است. کشورهای تحت تأثیر جنگ خلیج فارس، جنگ روسیه و اوکراین، بی‌ثباتی لیبی و محدودیت‌های اعمال‌شده بر ونزوئلا، بر اساس داده‌های سال ۲۰۲۵ در مجموع حدود ۴۵ میلیون بشکه در روز نفت تولید می‌کردند. بخش قابل‌توجهی از این تولید همچنان به بازار می‌رسد. اهمیت این عدد در آن است که سهم غیرمعمول بزرگی از عرضه جهانی اکنون از کشورهایی می‌آید که تولید، پالایش، صادرات یا لجستیک آنها در معرض اختلال ناشی از بحران‌های سیاسی و نظامی قرار دارد.

اختلال فعلی در عرضه نفت خلیج فارس حدود ۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز برآورد می‌شود. عربستان و دیگر صادرکنندگان استفاده از مسیرهای جایگزین، از جمله خطوط لوله و نقاط بارگیری خارج از تنگه هرمز را افزایش داده‌اند و بخشی از محموله‌ها نیز از روش‌های دریایی با شفافیت کمتر منتقل می‌شوند. این اقدامات مانع از حذف حجم بسیار بیشتری از نفت خام از بازار شده‌اند، اما نمی‌توانند ظرفیت پالایش و صادرات فرآورده‌ای را که آسیب دیده یا محدود شده است، به‌طور کامل جایگزین کنند.

این تفاوت برای قیر اهمیت اساسی دارد. رسیدن یک بشکه نفت خام به بازار به‌طور خودکار عرضه گازوئیل، سوخت جت، نفت کوره یا قیر جاده‌ای را بازیابی نمی‌کند. نفت خام ابتدا باید به پالایشگاهی فعال برسد که نوع خوراک، تجهیزات تبدیل و امکانات لجستیکی آن برای تولید محصولات موردنیاز مناسب باشند. اکنون ظرفیت مؤثر کمتری در جهان برای انجام این فرآیند در دسترس قرار دارد.

فرآورش نفت خام در پالایشگاه‌های جهان در ژوئیه به حدود ۸۰.۹ میلیون بشکه در روز رسید که نزدیک به ۵ میلیون بشکه در روز کمتر از مدت مشابه سال قبل بود. آژانس بین‌المللی انرژی انتظار دارد نرخ پالایش جهانی در کل سال ۲۰۲۶ به‌طور متوسط حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کند. صادرات فرآورده‌های خاورمیانه همچنان محدود است، پالایشگاه‌های روسیه با آسیب‌های مکرر روبه‌رو شده‌اند و تعدادی از پالایشگاه‌های آسیایی نیز با نرخ پایین‌تر فعالیت کرده‌اند.

تفاوت شرایط فعلی با مراحل قبلی بحران در این است که سامانه جهانی پالایش بخشی از ظرفیت پشتیبان خود را از دست داده است. توقف موقت یک پالایشگاه زمانی قابل مدیریت است که پالایشگاه‌های دیگر ظرفیت آزاد داشته باشند، موجودی‌ها در سطح مناسبی قرار گرفته باشند و فرآورده جایگزین بتواند آزادانه میان مناطق مختلف جابه‌جا شود. اما زمانی که چند مرکز پالایشی به‌طور هم‌زمان با محدودیت روبه‌رو باشند و واحدهای باقی‌مانده نیز با نرخ بالا فعالیت کنند، همان توقف می‌تواند پیامد بسیار شدیدتری ایجاد کند.

ایالات متحده نمونه روشنی از این فشار را نشان می‌دهد. نرخ استفاده از ظرفیت پالایشگاه‌های این کشور برای بیش از ۱۱ هفته متوالی بالاتر از ۹۵ درصد باقی مانده که طولانی‌ترین دوره در بیش از ۲۵ سال گذشته محسوب می‌شود. پالایشگاه‌های آمریکا برای جبران کمبود سایر مناطق، فرآورش نفت خام و صادرات سوخت را افزایش داده‌اند، اما فعالیت طولانی‌مدت در حداکثر ظرفیت خطر خرابی تجهیزات و تعمیرات اضطراری را نیز افزایش می‌دهد. بخشی از تعمیرات برنامه‌ریزی‌شده نیز به اواخر ۲۰۲۶ یا حتی ۲۰۲۷ منتقل شده است.

این وضعیت اهمیت دارد، زیرا تولید پالایشگاهی جهان از قبل پایین‌تر از تقاضای فرآورده قرار گرفته است. واحدهایی که همچنان عملکرد بالایی دارند، بیش از گذشته مجبور شده‌اند ظرفیت ازدست‌رفته سایر مناطق را جبران کنند. در نتیجه، اگر پالایشگاه بزرگ دیگری به‌طور ناگهانی متوقف شود، حاشیه اطمینان بسیار کمتری برای جبران آن وجود خواهد داشت.

برای صنعت قیر، اهمیت این شرایط در بخش سنگین پالایشگاه دیده می‌شود. قیر به‌طور مستقل از سایر محصولات پالایشگاهی تولید نمی‌شود. جریان‌های سنگین مناسب، به‌ویژه وکیوم باتوم، بسته به نوع پالایشگاه و اقتصاد محصولات می‌توانند برای تولید قیر جاده‌ای، نفت کوره یا فرآوری بیشتر استفاده شوند. پالایشگاه‌های پیچیده مجهز به واحدهای کک‌سازی، هیدروکراکر، ویسبریکر یا سایر واحدهای ارتقا می‌توانند با تبدیل برش‌های سنگین به محصولات سبک‌تر، ارزش بیشتری از این مواد ایجاد کنند.

زمانی که حاشیه سود گازوئیل و سایر سوخت‌های حمل‌ونقل بسیار بالا باشد، نگه‌داشتن مواد سنگین مناسب برای تولید قیر می‌تواند هزینه فرصت بیشتری برای پالایشگاه ایجاد کند. اگر تجهیزات پالایشگاه اجازه دهند، فرآورش یا ترکیب این مواد در مسیرهای دیگر ممکن است بازده بیشتری ایجاد کند.

البته این شرایط ثابت نمی‌کند تولید قیر به همان نسبت ظرفیت پالایشی جهان کاهش یافته است. اختلال ۱۰ درصدی در ظرفیت پالایش را نمی‌توان به کاهش ۱۰ درصدی تولید جهانی قیر تبدیل کرد. نوع پالایشگاه‌ها تفاوت زیادی دارد و تمام پالایشگاه‌هایی که تحت تأثیر بحران فعلی قرار گرفته‌اند الزاماً تولیدکننده عمده قیر جاده‌ای نیستند.

نتیجه قابل‌دفاع‌تر این است که انعطاف سامانه کاهش یافته است. زمانی که پالایشگاه‌های کمتری فعالیت می‌کنند، هر منبع باقی‌مانده وکیوم باتوم و خوراک سنگین اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اگر سوخت‌های حمل‌ونقل حاشیه سود بالاتری داشته باشند، قیر باید در سامانه‌ای که از قبل برای به حداکثر رساندن تولید گازوئیل، بنزین و سوخت جت تحت فشار قرار گرفته است، برای دریافت خوراک رقابت کند.

وضعیت موجودی‌ها این شرایط را دشوارتر می‌کند. موجودی قابل‌مشاهده جهانی نفت در ژوئیه ۶۹ میلیون بشکه دیگر کاهش یافت و به کمتر از ۷.۹ میلیارد بشکه رسید. از زمان آغاز جنگ خلیج فارس، موجودی‌ها در مجموع حدود ۴۱۰ میلیون بشکه کاهش یافته‌اند که معادل برداشت متوسط حدود ۲.۷ میلیون بشکه در روز است.

ذخایر اضطراری نیز بخش بزرگی از فشار بازار را جذب کرده‌اند. کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی در مارس توافق کردند ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری خود را در بزرگ‌ترین آزادسازی هماهنگ‌شده تاریخ این نهاد وارد بازار کنند. تا اوت، بخش عمده این آزادسازی انجام شده بود، در حالی که موجودی‌های جهانی همچنان به کاهش ادامه می‌دادند.

این وضعیت رفتار پالایشگاه‌ها را تغییر می‌دهد. زمانی که موجودی فراوان باشد، پالایشگر یا تریدر آزادی بیشتری دارد که به‌تدریج ترکیب تولید را بهینه کند. اما وقتی ذخایر کاهش می‌یابد و فرآورده‌های میان‌تقطیر کمیاب می‌شوند، فشار بیشتری برای تولید محصولاتی ایجاد می‌شود که بازار فوراً به آنها نیاز دارد.

به همین دلیل، حاشیه سود گازوئیل همچنان برای بازار قیر اهمیت زیادی دارد. حاشیه سود بسیار بالای فرآورده‌های میان‌تقطیر این پیام مالی را به پالایشگاه می‌دهد که استفاده از ظرفیت برای تولید سوخت‌های حمل‌ونقل ارزش بیشتری پیدا کرده است. میزان اثر در هر پالایشگاه متفاوت خواهد بود، اما جهت انگیزه اقتصادی مشخص است. هرچه فشار بر عرضه گازوئیل و سوخت جت بیشتر شود، ارزش اقتصادی انعطاف در تبدیل برش‌های سنگین نیز افزایش پیدا می‌کند.

این وضعیت از سه مسیر می‌تواند بر قیر اثر بگذارد. مسیر نخست به تولید خوراک مربوط می‌شود. کاهش کل فرآورش نفت خام معمولاً حجم کمتری از برش‌های باقی‌مانده اتمسفریک و وکیوم تولید می‌کند. این رابطه دقیقاً یک‌به‌یک نیست، اما کاهش فرآورش نفت خام می‌تواند پایه خوراک بالقوه‌ای را که قیر از آن تولید می‌شود، کوچک‌تر کند.

مسیر دوم به تخصیص خوراک مربوط می‌شود. حتی زمانی که وکیوم باتوم کافی در دسترس باشد، پالایشگاه می‌تواند کاربردهای دیگری برای آن داشته باشد. افزایش ارزش نفت کوره یا جذاب‌ترشدن حاشیه سود واحدهای تبدیل می‌تواند رقابت میان تولید قیر جاده‌ای و سایر مسیرهای استفاده از برش سنگین را افزایش دهد.

مسیر سوم به هزینه تأمین جایگزین مربوط می‌شود. اگر عرضه قیر در بازار آزاد از یک مرکز پالایشی کاهش پیدا کند، خریدار ممکن است مجبور شود محصول را از مبدا دورتری تهیه کند. افزایش مسافت دریایی، مراحل بیشتر جابه‌جایی و محدودیت نفتکش‌های تخصصی می‌توانند قیمت تحویل‌شده را افزایش دهند، حتی اگر قیمت FOB در مبدا جایگزین جذاب به نظر برسد.

این اثر می‌تواند در آسیا و خاورمیانه اهمیت بیشتری داشته باشد. خریداران در هند، آسیای جنوب شرقی و شرق آفریقا به‌طور سنتی امکان مقایسه چند مبدا نزدیک در خلیج فارس و آسیا را داشته‌اند. محدودیت هم‌زمان پالایش در خلیج فارس، روسیه و بخش‌هایی از آسیا تعداد منابعی را که بتوانند سریعاً کمبود یک بازار را جبران کنند، کاهش می‌دهد.

قیر فله همچنین با محدودیت لجستیکی دیگری مواجه است. محموله گرم را نمی‌توان با هر نفتکش نفتی موجود حمل کرد. کشتی مناسب باید سامانه گرمایش، مخازن سازگار و تجهیزات پمپاژ لازم را داشته باشد. بنابراین محدودشدن ظرفیت پالایشی جهانی با بازاری برای حمل‌ونقل روبه‌رو شده است که از ابتدا انعطاف کمتری نسبت به نفت خام یا فرآورده‌های متعارف داشته است.

قیر بسته‌بندی‌شده در بشکه، جامبوبگ و کانتینر گزینه‌های بیشتری برای انتخاب مسیر ایجاد می‌کند، اما از اقتصاد اصلی تولید جدا نیست. پالایشگاه همچنان باید ابتدا قیر را تولید کند تا امکان بسته‌بندی و صادرات آن وجود داشته باشد.

به همین دلیل، فشار فعلی بر فرآورده‌های سنگین ساختاری‌تر می‌شود؛ نه به این دلیل که جهان نفت خام کافی ندارد، بلکه به این دلیل که زنجیره میان تولید نفت خام و عرضه محصول نهایی بخشی از ظرفیت پشتیبان عملیاتی خود را از دست داده است.

این تفاوت اهمیت دارد. در برخی موارد، تولید میدان نفتی می‌تواند پس از رفع محدودیت صادرات نسبتاً سریع بازیابی شود، اما تعمیر واحدهای آسیب‌دیده پالایشگاهی ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها طول بکشد. تهیه تجهیزات جایگزین نیز به‌ویژه در بازارهای تحت تحریم دشوار است و ساخت ظرفیت پالایشی کاملاً جدید به سرمایه‌گذاری بالا و زمان طولانی نیاز دارد.

همین اصل درباره موجودی نیز صدق می‌کند. خط لوله یا نفتکش می‌تواند جریان نفت خام را نسبتاً سریع بازگرداند، اما ذخایر کاهش‌یافته گازوئیل، نفت کوره یا قیر باید از طریق تولید واقعی پالایشگاه دوباره ساخته شوند. این فرآیند به زمان نیاز دارد و هم‌زمان با مصرف جاری رقابت می‌کند.

همین مسئله تحول جدید را از این گزاره قبلی که «پالایش محدود شده است» متفاوت می‌کند. داده‌های تازه مقیاس سامانه در معرض اختلال را نشان می‌دهند؛ حدود ۴۳ درصد تولید جهانی نفت در کشورهای تحت تأثیر بحران قرار دارد، نزدیک به یک‌دهم ظرفیت پالایش جهان در اثر جنگ‌های خلیج فارس و اوکراین مختل شده و کل سامانه با موجودی بسیار کمتری فعالیت می‌کند.

برای تریدرهای قیر، این شرایط به این معناست که قیمت نفت خام به‌تنهایی به شاخص ناقص‌تری برای ارزیابی بازار تبدیل شده است. ممکن است برنت کاهش پیدا کند، اما اقتصاد پالایش همچنان بسیار قوی باقی بماند. جریان نفت خام می‌تواند بخشی از ظرفیت ازدست‌رفته را بازیابی کند، در حالی که موجودی فرآورده‌ها همچنان کاهش یابد. پالایشگاه ممکن است دوباره خوراک دریافت کند، اما همچنان گازوئیل یا سوخت جت را نسبت به فرآورده‌های سنگین در اولویت قرار دهد.

بنابراین شاخص‌هایی مانند نرخ فعالیت پالایشگاه، توقف واحدها، حاشیه سود گازوئیل، ارزش نفت کوره، اقتصاد وکیوم باتوم، نوع پالایشگاه و سطح موجودی منطقه‌ای فرآورده‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.

هنوز هیچ مدرکی از کاهش ۱۰ درصدی متناظر در تولید جهانی قیر وجود ندارد و چنین نتیجه‌ای قابل‌دفاع نیست. ریسک اصلی این است که جهان مسیرهای عملیاتی کمتری برای تولید، جایگزینی و حمل قیر در زمان محدودشدن یک بازار در اختیار دارد.

کاهش همین انعطاف می‌تواند باعث شود قیمت قیر جاده‌ای نسبت به آنچه فقط از حرکت نفت خام انتظار می‌رود، مقاوم‌تر باقی بماند.

اگر فعالیت پالایش در خلیج فارس بازیابی شود، تولید روسیه ثبات پیدا کند و موجودی جهانی دوباره افزایش یابد، بخشی از فشار بر فرآورده‌های سنگین می‌تواند کاهش پیدا کند. پالایشگاه‌ها آزادی بیشتری برای بهینه‌سازی ترکیب تولید خواهند داشت و خریداران نیز دوباره به منابع جایگزین بیشتری دسترسی پیدا خواهند کرد.

اما اگر این شرایط بهبود پیدا نکنند، بازار جهانی قیر ممکن است بیش از گذشته وارد شرایطی شود که خود ظرفیت پالایش نیز ارزش ناشی از کمیابی پیدا کند.

بنابراین داده‌های جدید به تغییر گسترده‌تری در بازار اشاره می‌کنند. مسئله دیگر فقط این نیست که آیا نفت کافی وجود دارد یا خیر. جهان باید تعداد کافی پالایشگاه فعال، در مناطق مناسب و با تجهیزات متناسب داشته باشد تا نفت خام را به محصولاتی تبدیل کند که مصرف‌کنندگان واقعاً به آنها نیاز دارند.

برای قیر، این شرایط باعث می‌شود رقابت بر سر برش‌های سنگین دقیقاً در زمانی اهمیت بیشتری پیدا کند که سامانه جهانی پالایش توان کمتری برای جذب یک شوک جدید دارد.